تبلیغات
شاعرى زیر باران

شاعرى زیر باران

¤ كلبه اى براى دوستداران رمان و شعر¤

من نویسنده ای تازه كار هستم كه در آرزوی یك نویسنده ی بزرگ و معروف شدن هستم.

البته تمام تلاشم رو می كنم كه اولین رمانم چاپ بشه!


نوشته شده در 1390/05/31 ساعت 12:28 ب.ظ توسط DoRsA نظرات |

در زمین عشقی نیست كه زمینت نزند,آسمان را دریاب...
نوشته شده در 1391/01/27 ساعت 10:02 ق.ظ توسط DoRsA نظرات |

دستانم بوی گل میدادند

مرا به جرم چیدن محكوم كردن

ولی هیچكس فكر نكرد كه شاید من گلی كاشته باشم!


نوشته شده در 1390/12/4 ساعت 11:37 ق.ظ توسط DoRsA نظرات |

بهترین رمانی كه تا به حال خوندی چی بوده؟


نوشته شده در 1390/10/12 ساعت 07:19 ب.ظ توسط DoRsA نظرات |

دنیا،یك روز باتوست ویك روز برعلیه تو...

آن روز كه با تو بود،خیلی خوشحال مباش...غروب میكند...

و روزی كه برعلیه تو بود،غمگین مباش...آن هم غروب می كند.

بچه ها رمان " من دختر نیستم" نوشته ی پگاه بختیاری رو بگیرین بخونید...قشنگه!


نوشته شده در 1390/09/20 ساعت 04:56 ب.ظ توسط DoRsA نظرات |

 باور دارم که من هستم

                       اما جاری در رگهای حقیقتی تلخ

نه در لابلای قصه‌های شیرین کودکانه

             کاش باورم اشتباه بود

                                        كاش...

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید


نوشته شده در 1390/08/2 ساعت 12:03 ب.ظ توسط DoRsA نظرات |

"دیگه نمی دونم چی باید تو این وب بذارم.داستان كه تموم شد."

شما بگین چی بذارم؟

داستان كوتاه یا دنباله دار مثل گلادیس؟

شعر و نقاشی؟

یا درشو واسه همیشه تخته كنم؟


نوشته شده در 1390/06/28 ساعت 06:27 ب.ظ توسط DoRsA نظرات |

این قسمت هشتم و آخر داستانه ،طولانی تر از قسمتهای قبلیه ولی دیگه تموم شد! فكر نمیكردم اینقدر طولانی بشه.راستی از دوستانی كه تا اینجا داستان رو دنبال كردن ممنونم.

 فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز 


ادامه مطلب
نوشته شده در 1390/06/28 ساعت 04:52 ب.ظ توسط DoRsA نظرات |

 

زیــر بارون نفساتو دوستـــــ دارم

عطــر خوب تو رو بارون میگیره

با تو زندگــیم چه رویایــــی میشه

با تو این قلــب یخـــی جون میگیره


نوشته شده در 1390/06/27 ساعت 10:19 ق.ظ توسط DoRsA نظرات |

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز


ادامه مطلب
نوشته شده در 1390/06/27 ساعت 08:36 ق.ظ توسط DoRsA نظرات |

آنقدر درد درون را در دل ریختم

تا كه خود با درد هستی سوز خود آمیختم

تا جدا ماند من در من ز هر بیگانه ای

از تو هم ای عشق بی فرجام من بگریختم


نوشته شده در 1390/06/26 ساعت 08:07 ب.ظ توسط DoRsA نظرات |

Design By : Pichak